![]() |
![]() |
|
| یهود وصهیونیسم |
|
ويژگي هاي يهود(۱) (صهيونيزم – صهيونيسم – Jew) (از نگاه قرآن ) 1-نژاد پرستي: يكي از شاخصه هاي بينش يهود، توهم برتر بودن در نظام خلقت است كه در قرآن به آن اشاره اي رفته است:
وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿80بقره﴾ و گفتند جز روزهايى چند هرگز آتش به ما نخواهد رسيد بگو مگر پيمانى از خدا گرفتهايد كه خدا پيمان خود را هرگز خلف وعده نخواهد كرد يا آنچه را نمىدانيد به دروغ به خدا نسبت مىدهيد . يهوديان به عنوان نسل فرزندان اسرائيل( يعقوب) معتقدند كه كه عالم هستي براي آنها خلق شده اند وبقيه انسانها براي خدمت به يهود آفريده شده اند . اين مطلب از آموزه هاي بنيادي بني اسرائيل بوده وهست كه آن را نسل به نسل و سينه به سينه ، به فرزندان ومُتربّيان خود منتقل ميكنند . براي بررسي چگونگي بوجود آمدن اين نگرش اگر نگاهي به تاريخچه بني اسرائيل در قرآن بيندازيم مي بينيم كه چقدر قرآن دقيق و مفصل به ابعاد مختلف اين جريان ونيز ديگر جريان هاي فكري واجتماعي سياسي يهود پرداخته است ؛ بلكه از هيچ قومي به اندازه بني اسرائيل سخن نرفته است كه بعدا به برخي علل آن اشاره خواهيم كرد .
خداوند موسي را فرستاد تا بني اسرائيل را از بند ظلم وشكنجه واستثمار فرعون نجات دهد و با رفع موانع ايمان و رشد ، زمينه براي تشكيل جامعه اي توحيدي فراهم شود . موسي با معجزات ونشانه هاي بسيار از طرف خداوند آمد ولي بني اسرائيل در اين آزمون ها بارها دچار كفر وپيمان شكني و قشري گري و شرك و ارتداد و... شدند اما بارها آنجايي كه مستحق عذاب بودند ، مجازات از آنها برداشته مي شد تا شايد فرصتي دوباره بيبند وهدايت شوند ؛ اما نشدند آنچه بايد مي شدند. درنهايت يهود اين همه لطف پروردگار را دليل بر فضل خويشتن دانستند و منزلتي پوشالي نزد او براي خويش ساختند و رسيدن به به حكومت براي بندگي خدا، جاي خود را به حكومت و سلطه بر كل جهان براي رسيدن يهود به پادشاهي عالم به حق مسلم خويش داد. در صورتي كه از نگاه قرآن هر هدايتي با شكر وبكار گيري آن باعث ارزش خواهد بود ومنجر به هدايت هاي بعدي ميشود "وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ" (17 محمد) اما يهود با كفران اين هدايت ها به غضب هميشگي پروردگار مبتلا شد: فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بَآيَاتِ اللّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِيَاء بِغَيْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً پس به [سزاى] پيمانشكنىشان و انكارشان نسبت به آيات خدا و پيامبر كشي بناحق آنان و گفتارشان كه دلهاى ما در غلاف است [لعنتشان كرديم] بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دلهايشان مهر زده و در نتيجه جز شمارى اندك [از ايشان] ايمان نمىآورند. (نساء 155) اين نگرش يهود نسبت به ديگران آيا جايي براي تعهد و احترام به حقوق ديگرن و رحم مروّت وانسانيت ميگذارد؟؟ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ و از آنان (اهل كتاب) كسى است كه اگر او را بر دينارى امين شمارى آن را به تو نمىپردازد (= يهود)مگر آنكه دائما بر [سر] وى به پا ايستى اين بدان سبب است كه آنان [به پندار خود] گفتند درمورد امّييّن تعهدي برما نيست و بر خدا دروغ مىبندند با اينكه خودشان [هم] مىدانند. اميّيّن منسوب به امّ است به معناي عوام كه منظور آنها ، غير يهود است. برخي تعابير تورات و تلمود هم در اين زمينه: * من گفتم كه شما خدايان هستيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي، ليكن مثل آدميان خواهيد مرد. ((سِفرتثنيه – باب 10 – آية 15)) *اقوام غير اسرائيل به جماعت خدا راه نخواهند يافت وهيچكدام از آنها به ميان جامعه خداوندي وارد نخواهند شد. (( سِفرتثنيه- باب 23 – آيات 1 تا 3)) *حدود تو را از بحر فلسطين واز صحرا تا نهر فرات قرار مي دهيم ، زيرا ساكنان آن سرزمين را به دست شما خواهيم سپرد و ايشان را از پيش خود خواهيد راند ، با ايشان و با خدايان ايشان عهد مبند. ((سِفر خروج – باب 23 آية31)) * وامتها را ميراث توخواهم داد و اقصاي زمين را ملك تو خواهم گردانيد ، ايشان را به عصاي آهنين خواهي كشت ، مثل كوزه گر آنها را خورد خواهي نمود. ((مزامير – باب 2 – آيات 8-9)) *گوشت بخوريد و خون بنوشيد ، گوشت صاران را خواهيد خورد و خون رؤساي جهان را خواهيد نوشيد . ((سفر حز قيال – باب 39 – آيه 18)) *ايشان را مانند گوسفندان براي ذبح بيرون كش وايشان را به جهت روز قتل تعيين نما . ((سِفر تثنيه –باب 20 – آية 3))
تلمود: · ارواح يهود ، از ارواح ديگران افضل است . زيرا ارواح يهود جزء خداوند است ! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي باشد . روحهاي يهود نزد خدا عزيزتر است . زيرا ارواح ديگران ، شيطاني ومانند ارواح حيوانات است . نطفه غير يهودي ، مثل نطفه بقية حيوانات است · كشتن غير يهودي از واجبات مذهبي ما است و پيمان بستن با او، يهودي را ملزم به اداء نمي كند. · اسرائيلي (از نسل بني اسرائيل ) در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است . اگر غير يهودي يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيّه جسارت كرده است وجزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت. · سگ افضل از غير يهودي است زيرا در اعياد بايد به سگ نان وگوشت داد ولي نان دادن به اجنبي حرام است · تعدي كردن به ناموس غير يهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند وحيوانات را زناشوئي نيست. يهودي حق دارد ، زنهاي غير مؤمنه ( زناني كه يهودي نباشند) را به غصب بربايد وزنا ولواط باغير يهودي عقاب و كيفري ندارد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سعيد عدالتي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
www.bidari3.mihanblog.com
آدرس جدید |
| پیوندهای روزانه |
|
سخنرانی های استاد علی صفایی حائری تربیت اسلامی کتابخانه الکترونیکی علی صفایی حائری استاد عین صاد آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
يهود در قرآن يهود و شيطان پرستي يهود و رسانه يهود شناسي هولوكاست یهود و فتنه |
|
RSS
|