![]() |
![]() |
|
| یهود وصهیونیسم |
|
خصائص الیهود۳ از ديگر خصوصيات پايدار وهميشگي يهود ، پيمان شكني ونقض ميثاق است كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است. فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين(13- مائده) پس به خاطر پيمانشكنىشان، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم و دلهايشان را سخت گردانيديم كلمات را از جايگاههاى خود تحريف مىكردند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود فراموش كردند، و تو همواره به خيانت [تازهاى] از ايشان آگاه مىشوى، مگر عدهى كمى از آنان و ليكن تو از آنها درگذر و چشمپوشى كن كه خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد.
ميثاق بمعناي پيمان محكم است0 در مورد لفظ "ما" در ‹ فَبِما نَقضِهِمْ مِيثاقَهُمْ ›،علامه طباطبائي ميفرمايد: و لفظ" ما" در كلمه:" فبما" هر جا كه استعمال شود دو اثر دارد، يكى اينكه مطلب را تاكيد مىكند و دوم اينكه ابهام آن را مىرساند، به اين معنا كه اهل زبان در جايى كه بخواهند شخصى يا غرضى را كه در جاى خود معين است نامعين و مبهم ذكر كنند تا در نتيجه آن شخص يا آن غرض را تعظيم يا تحقير كرده باشند اين كلمه را به كار مىبرند" مثلا وقتى بپرسى كه چه كسى آمده بود در خانه و تو با او سخن مىگفتى او به منظور اينكه بفهماند مردى بود كه از بزرگى نمىشود نامش را برد و يا از پستى قابل آن نيست كه نامش را ببرم در پاسخت مىگويد:" رجل ما" مردى از مردها و بنا بر اين معناى آيه چنين مىشود كه بنى اسرائيل به خاطر پيمانشكنىهايى كه نمىشود گفت كه چيست مورد لعن ما واقع شدند"
و لعن عبارت است از دور كردن كسى از رحمت خداوند . كه علت اينكه يهود در طول تاريخ اصلاح نشده اند ، همين دوري از رحمت خداوند است.
خلاصه خداوند پيامبر ومسلمين را از اين خصلت يهود آگاه ميكند كه اين قوم از زمان موسي پيمان شكني كرده اند والبته از رحمت ما نيز دور شده اند كه مستوجب عذاب ما در دنيا وآخرت هستند. اين خصلت يهود در صدر اسلام به عنوان ضرب المثل در آمده بود وهر كس را ميخواستند به پيمان شكنني ياد كنند تعبير يهودي برايش مياوردند . مانند كلام اميرالمؤمنين در نهج البلاغه كه وقتي مروان را براي بيعت پيش حضرت آوردند ،فرمود : نيازي به بيعت او ندارم كه دست او دست يهودي است . اگر با دست اش بيعت كند با پشت اش خيانت ميكند .( انها كف يهوديه لو بايعني بكفه لغدر بسبته)خطبه ۷۳ در مورد ميثاق گذشته بني اسرائيل قرآن ميفرمايد: وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّة و با شما پيمان بستيم و كوه طور را بر فراز سرتان بداشتيم. اكنون آنچه را كه برايتان فرستادهايم با ايمان استوار بگيريد (93-بقره) وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ و [ياد كن] آنگاه كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد و با مردم، نيكو سخن گوييد و نماز به پا داريد و زكات بدهيد، آنگاه جز تعدادى اندك از شما با حالت اعراض به آن پشت كرديد. (83-بقره) در جايي ديگر در بيان ويژگي فاسق ، اولين خصوصيت فاسق را نقض ميثاق بيان ميكند. وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِينَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِه(26-27بقره) يا با تعبير بدترين جنبندگان: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ .الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُون(55-56-انفال) بىترديد، بدترين جنبندگان نزد خدا كسانى هستند كه كافر شدند پس آنها ايمان نمىآورند.همان كسانى كه از ايشان پيمان گرفتى، ولى هر بار پيمان خود را مىشكنند و هيچ پروا نمىكنند. امروز هم شاهد هستیم که چگونه سازمان جهانی یهود در قالب آمریکا و اسرائیل ودیگر نوکرانشان چگونه این خصلت پیمان شکنی را حفظ کرده اند. که پیمان شان هم برای فریب دیگران است.
منابع: قرآن كريم تفسير الميزان تفسير مجمع البيان پيامبر ويهود حجاز(مصطفي صادقي) |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سعيد عدالتي |
|
|
ویژگی های یهود۲
دنیا پرستی وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿بقره - 96﴾ برخورد انسان ها با پدیده مرگ ، بستگی به طرز نگرش آن ها نسبت به به عالم هستی ونقش انسان در این مجموعه دارد. آن ها که این جهان را هدف و مقصد می بینند وچیزی فراتر از آن سراغ ندارند، تمامی تلا ششان منحصر در بدست آوردن شرائط مناسب برای زندگی دنیاست وفلسفه وجودی آنها خلاصه در بهره گیری دنیوی و نفسانی می شود ومجموعه دین و شریعت جایگاهی پیدا نمیکند. قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ﴿كهف- 103﴾ بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿كهف – 104) [آنان] كسانىاند كه كوشششان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مىپندارند كه كار خوب انجام مىدهند .
اما انبیاء فرستاده شده اند برای اینکه گنجینه های مدفون شده عقل بشر را را گرد وغبار عادت ها و روزمرگی ها و هوس ها و... پاک کنند و باورهای اورا نسبت به خویش و هستی دگرگون کند تا آنجا که برای خویش مقصدی عالی تر وبرتر از رفاه امنیت وآزادی برگزند ودنیا پلی برای او باشد و جاذبه هایش در او گردی به پا نکند . وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿131- طه﴾ و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ايشان را از آن برخوردار كرديم [و فقط] زيور زندگى دنياست تا ايشان را در آن بيازماييم ديدگان خود مدوز و [بدان كه] روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است بلکه از تمامی موقعیت ها و ظرفیت های دنیا برای رسیدن به هدف عالی استفاده کند .در چنین فضایی ، مرگ درد آور وسخت نیست ؛ بلکه انتقال و جابجایی است. حال سؤالی که مطرح می شود این است که یهود وبنی اسرائیل جزء کدام یک از این دو دسته می باشد ؟ آیا پیامبری برای آنها نیامده بود ؟ آیا از شریعت و معرف وحی بی خبر بوده اند ؟ آیا از معاد و حرکت بی نهایت انسان چیزی نشنیده بودند؟ در قرآن از بنی اسرائیل به عنوان قومی یاد میشود که بیشترین وشهودی ترین هدایت ها ونشانه ها برای آنها نازل شد ؛ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ ﴿بقره-40﴾ سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِمَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿211﴾ از فرزندان اسرائيل بپرس چه بسيار نشانههاى روشنى به آنان داديم و هر كس نعمتخدا را پس از آنكه براى او آمد [به كفران] بدل كند خدا سختكيفر است (211) اما سیر بنی اسرائیل ، منتهی به کفر و ارتداد و انحراف از مسیر حق شد ؛ بطوری که در دنیا طلبی از مشرکین هم جلو افتادند (وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ ....مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ)حريص در اندوختن مال و ثروت، حريص در قبضه كردن دنيا، حريص در انحصارطلبى، آنها حتى از مشركان كه طبعا مىبايست در جمعآورى اموال از همه حريصتر باشند و از هر راه بدست آورند باكى نداشته باشند، حريصترند.
و نهایت همت آنها زندگی دنیا خلاصه شد وبرای بدست آوردن زر وزیور دنیااز هیچ جنایتی فرو گذار نکردند وحتی دین هم ابزاری برای دنیا طلبی آن ها شد ؛ لذا کتاب آسمانی را به نفع هواهایشان تحریف کردند يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ كلمات را از جاهاى خود دگرگون مىكنند [و] مىگويند اگر اين [حكم] به شما داده شد آن را بپذيريد و اگر آن به شما داده نشد پس دورى كنيد ﴿41مائده﴾ از جمله ربا خواری که مال فراوان از این راه انباشتند: وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿161﴾ و [به سبب] رباگرفتنشان( چيزهاى پاكيزهاى را كه بر آنان حلال شده بود حرام گردانيديم) با آنكه از آن نهى شده بودند و به ناروا مال مردم خوردنشان و ما براى كافران آنان عذابى دردناك آماده كردهايم (161) أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ ﴿42﴾ بسيار حرام خوارند. لذا هریک از آنها دوست دارد بی نهایت در دنیا زندگی کند: يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ (واژه الف سنه برای بیان تکثیر است نه اینکه هزار ، خصوصیتی داشته باشد). ولی عذاب سختی در انتظار آنان است که قطعی وحتمی است ولو سالهای طولانی زنده بمانند. وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ.و اينكه كلمه (حياة) را نكره آورد، براى تحقير دنيا بود، هم چنان كه در آيه (وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ، وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ، لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ، اين زندگى دنيا جز لهوى و لعبى نيست و تنها زندگى آخرت است كه حيات محض است، اگر بدانند) نيز زندگى دنيا را به لهو و لعب تعبيركرده. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سعيد عدالتي |
|
|
ويژگي هاي يهود(۱) (صهيونيزم – صهيونيسم – Jew) (از نگاه قرآن ) 1-نژاد پرستي: يكي از شاخصه هاي بينش يهود، توهم برتر بودن در نظام خلقت است كه در قرآن به آن اشاره اي رفته است:
وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿80بقره﴾ و گفتند جز روزهايى چند هرگز آتش به ما نخواهد رسيد بگو مگر پيمانى از خدا گرفتهايد كه خدا پيمان خود را هرگز خلف وعده نخواهد كرد يا آنچه را نمىدانيد به دروغ به خدا نسبت مىدهيد . يهوديان به عنوان نسل فرزندان اسرائيل( يعقوب) معتقدند كه كه عالم هستي براي آنها خلق شده اند وبقيه انسانها براي خدمت به يهود آفريده شده اند . اين مطلب از آموزه هاي بنيادي بني اسرائيل بوده وهست كه آن را نسل به نسل و سينه به سينه ، به فرزندان ومُتربّيان خود منتقل ميكنند . براي بررسي چگونگي بوجود آمدن اين نگرش اگر نگاهي به تاريخچه بني اسرائيل در قرآن بيندازيم مي بينيم كه چقدر قرآن دقيق و مفصل به ابعاد مختلف اين جريان ونيز ديگر جريان هاي فكري واجتماعي سياسي يهود پرداخته است ؛ بلكه از هيچ قومي به اندازه بني اسرائيل سخن نرفته است كه بعدا به برخي علل آن اشاره خواهيم كرد .
خداوند موسي را فرستاد تا بني اسرائيل را از بند ظلم وشكنجه واستثمار فرعون نجات دهد و با رفع موانع ايمان و رشد ، زمينه براي تشكيل جامعه اي توحيدي فراهم شود . موسي با معجزات ونشانه هاي بسيار از طرف خداوند آمد ولي بني اسرائيل در اين آزمون ها بارها دچار كفر وپيمان شكني و قشري گري و شرك و ارتداد و... شدند اما بارها آنجايي كه مستحق عذاب بودند ، مجازات از آنها برداشته مي شد تا شايد فرصتي دوباره بيبند وهدايت شوند ؛ اما نشدند آنچه بايد مي شدند. درنهايت يهود اين همه لطف پروردگار را دليل بر فضل خويشتن دانستند و منزلتي پوشالي نزد او براي خويش ساختند و رسيدن به به حكومت براي بندگي خدا، جاي خود را به حكومت و سلطه بر كل جهان براي رسيدن يهود به پادشاهي عالم به حق مسلم خويش داد. در صورتي كه از نگاه قرآن هر هدايتي با شكر وبكار گيري آن باعث ارزش خواهد بود ومنجر به هدايت هاي بعدي ميشود "وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ" (17 محمد) اما يهود با كفران اين هدايت ها به غضب هميشگي پروردگار مبتلا شد: فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بَآيَاتِ اللّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِيَاء بِغَيْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً پس به [سزاى] پيمانشكنىشان و انكارشان نسبت به آيات خدا و پيامبر كشي بناحق آنان و گفتارشان كه دلهاى ما در غلاف است [لعنتشان كرديم] بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دلهايشان مهر زده و در نتيجه جز شمارى اندك [از ايشان] ايمان نمىآورند. (نساء 155) اين نگرش يهود نسبت به ديگران آيا جايي براي تعهد و احترام به حقوق ديگرن و رحم مروّت وانسانيت ميگذارد؟؟ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ و از آنان (اهل كتاب) كسى است كه اگر او را بر دينارى امين شمارى آن را به تو نمىپردازد (= يهود)مگر آنكه دائما بر [سر] وى به پا ايستى اين بدان سبب است كه آنان [به پندار خود] گفتند درمورد امّييّن تعهدي برما نيست و بر خدا دروغ مىبندند با اينكه خودشان [هم] مىدانند. اميّيّن منسوب به امّ است به معناي عوام كه منظور آنها ، غير يهود است. برخي تعابير تورات و تلمود هم در اين زمينه: * من گفتم كه شما خدايان هستيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي، ليكن مثل آدميان خواهيد مرد. ((سِفرتثنيه – باب 10 – آية 15)) *اقوام غير اسرائيل به جماعت خدا راه نخواهند يافت وهيچكدام از آنها به ميان جامعه خداوندي وارد نخواهند شد. (( سِفرتثنيه- باب 23 – آيات 1 تا 3)) *حدود تو را از بحر فلسطين واز صحرا تا نهر فرات قرار مي دهيم ، زيرا ساكنان آن سرزمين را به دست شما خواهيم سپرد و ايشان را از پيش خود خواهيد راند ، با ايشان و با خدايان ايشان عهد مبند. ((سِفر خروج – باب 23 آية31)) * وامتها را ميراث توخواهم داد و اقصاي زمين را ملك تو خواهم گردانيد ، ايشان را به عصاي آهنين خواهي كشت ، مثل كوزه گر آنها را خورد خواهي نمود. ((مزامير – باب 2 – آيات 8-9)) *گوشت بخوريد و خون بنوشيد ، گوشت صاران را خواهيد خورد و خون رؤساي جهان را خواهيد نوشيد . ((سفر حز قيال – باب 39 – آيه 18)) *ايشان را مانند گوسفندان براي ذبح بيرون كش وايشان را به جهت روز قتل تعيين نما . ((سِفر تثنيه –باب 20 – آية 3))
تلمود: · ارواح يهود ، از ارواح ديگران افضل است . زيرا ارواح يهود جزء خداوند است ! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي باشد . روحهاي يهود نزد خدا عزيزتر است . زيرا ارواح ديگران ، شيطاني ومانند ارواح حيوانات است . نطفه غير يهودي ، مثل نطفه بقية حيوانات است · كشتن غير يهودي از واجبات مذهبي ما است و پيمان بستن با او، يهودي را ملزم به اداء نمي كند. · اسرائيلي (از نسل بني اسرائيل ) در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است . اگر غير يهودي يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيّه جسارت كرده است وجزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت. · سگ افضل از غير يهودي است زيرا در اعياد بايد به سگ نان وگوشت داد ولي نان دادن به اجنبي حرام است · تعدي كردن به ناموس غير يهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند وحيوانات را زناشوئي نيست. يهودي حق دارد ، زنهاي غير مؤمنه ( زناني كه يهودي نباشند) را به غصب بربايد وزنا ولواط باغير يهودي عقاب و كيفري ندارد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سعيد عدالتي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
www.bidari3.mihanblog.com
آدرس جدید |
| پیوندهای روزانه |
|
سخنرانی های استاد علی صفایی حائری تربیت اسلامی کتابخانه الکترونیکی علی صفایی حائری استاد عین صاد آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
يهود در قرآن يهود و شيطان پرستي يهود و رسانه يهود شناسي هولوكاست یهود و فتنه |
|
RSS
|